تبليغاتX
من و مقاله هایم (!) - فلسفه صد توماني


من و مقاله هایم (!)

 

ترافيك تهران _معضل اين كلان‌شهر_بخش لاينفك  آن که همیشه مسئولان را واداشته است که  به دنبال راه‌كار باشند. وجود  مترو، قيمت سوخت خودرو‌ها ، زوج و فرد كردن ماشين‌ها وترن هوایی... همه در پي پاسخگويي به اين مسئله بودند.

 

         استفاده از وسيله نقليه عمومي راه‌حلي كه خود مشكلي ديگر درست كرد!

 

نيمه دوم سال 1385 "اتوبوس خصوصي" به عنوان یکی از راه‌كارهایي  که براي استفاده کمی تر از وسيله نقليه عمومي، در نظر گرفته شده بود، شروع به كار كرد.>>>

پرده های رنگین!

در درجه اول بايد تفاوتي ميان شكل و ظاهر اين اتوبوس‌ها با اتوبوس‌هاي شركت واحد ديده مي‌شد تا براي مسافران قابل تشخيص باشد: رنگ يك دست، پرده‌هاي با رنگ‌هاي زرد، آبي تند، فرش و يا موكت بودن كف اتوبوس و علائم نوشتاری بزرگ بر روی شیشه های اتوبوس ها که مقصد و مبدا را نشان می‌داد و دیگر نشانه ها.

 

واژه "خصوصي" منجر به شكل‌گيري نظام روابط دگرگونه با اتوبوس‌هاي شركت واحد شده است:

v       "نظام قدرت" تغيير يافته است تكريم از مسافر با لفظ‌هايي مهربانانه چون خوش آمدي و حق با شماست و عباراتی از این قبیل،  نگه‌داشتن اتوبوس در خارج از ايستگاه براي پياده يا سوار شدن مسافران، پخش موسيقي آن هم موسيقي ای که از رسانه های عمومی و دولتی حق پخش ندارند چون علي اصحابي، محسن يگانه و .. همه حاكي از چرخش قدرت راننده به سمت مسافر است.نوع دیالکتیک قدرت که زمانی در اتوبوس های عمومی و دولتی به شکل محور عمودی راننده مسافر بود، و قدرت تام و اختیار با راننده بود، اینک به سوی مسافر چرخیده است و در اتوبوس خصوصی به شکل افقی و تقریبا برابر راننده مسافر تبدیل شده است.

v   "روابط ميان فردي" ميان مسافران نيز تغيير كرده‌است زماني كه همه براي سوار شدن بليط مي‌دادند برابري بين مسافران بيشتر بود در گله و شكايت‌ها باهم همدردي مي‌كردند. همه براي رسيدن به مقصد بايد تا ايستگاه صبر مي‌كردند و كلا مراعات حال هم را مي‌كردند و اگر شخصي بچه بغل داشت، پير يا خيلي خسته بود براي هم بلند مي‌شدند ولي اتوبوس خصوصي "فرديت" را افزايش داده و با 100 تومان همه چيز را مسافر مي‌خرد و پخش موسيقي هم مزيد بر علت او را بيشتر به خلوت خود مي‌برد.

 

مصرف موسيقي در اتوبوس

ذائقه مصرف موسیقی مسافران اتوبوس خصوصی، دیگر بسته به رسانه‌های دولتی و حکومتی نیست، بلکه با رایج شدن یکی از همین خواننده‌های به اصطلاح بازاری به راحتی می توان موسیقی آنها را از مجرای این اتوبوس ها شنید.

شاید تا دیروز تنها اجازه داشتیم در عرصه شخصی خودروی شخصی خود هر نوع موسیقی را گوش دهیم، اکنون کمی از موسیقی‌های عرصه‌ی خصوصی‌تر که مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد دارند اما جنبه رسمی پخش ندارند ، در عرصه‌ی کوچک اتوبوس خصوصی که وسیله ای عمومی است راه یافته است.

حتی در اتوبوس های خصوصی هم می‌توانیم نظر شخصی خود را راجع به پخش کدام آهنگ هم اعمال کنیم. از راننده بخواهیم که آهنگ دیگری را پخش کند و آهنگ درخواستی ما را می گذارد.

ما مجبور نیستیم فقط همین آهنگ را گوش دهیم بلکه همان های دیگری هم برای گوش دادن وجود دارند و حق انتخاب هم با ماست . اینجا تکریم مسافر در راس است.پس دامنه انتخاب مخاطب را بازتر گذاشته اند.

تبلیغات صفر!

دیگر نکته ای که آشکارا می توان دید، آن است که اتوبوس‌هاي شركت واحد براي تامين بودجه خود به تبليغات پناه برده و و تمام بدنه ی روانشان در سطح کلان شهر تهران را فروخته اند و در هر خیابان اصلی این کلان شهر سیارند. تبلیغات روانی (سیار) هستند که در هر میدان و چهار راه شهر، در این ترافیک های سنگین به راحتی قابل خوانده شدن و تامل هستند و آنقدر در پشت ترافیک افراد وقت دارند که می‌توانند برای زمانی به بدنه های رنگین  اتوبوس‌ها خیره شوند و با وضوح بالا و بزرگ محصول تبلیغی را به تماشا بشینند.

برخلاف تصور از تبليغات زياد كه با امور دولتي سنخيت زيادي نبايد داشته باشد؛ همانطور كه در تلويزيون دولتي ما تبليغات با مدت زماني طولاني پخش مي‌شود، اتوبوس‌ها هم مستثني نشده‌است اتوبوس‌هاي شركت واحد مانند جاهاي ديگر شهر براي تامين بودجه خود به تبليغات پناه برده و تمام بدنه‌شان را فروخته‌ اند

ولي در اتوبوس‌هاي خصوصي تبليغات جايگاهي ندارد. عدم کاربرد تبلیغات در این اتوبوس‌ها ، نوعی اقتدار و استقلال مالی  را نسبت به اتوبوس‌ها دولتی برایمان تداعی می کند.

با اینکه وسایل نقلیه عمومی حتی از نوع خصوصی هم در یک محیط شهری و برای استفاده ی عموم درنظر گرفته شده اند ، اما در وسایل نقلیه خصوصی باید قدری تامل کرد.

 شايد اين ياداشت خيلي رسانه‌اي نباشد اما به خوبي فلسفه 100 تومان را مي‌توان ديد:

ü       هر جا دوست داري مي‌تواني پياده شوي و ديگر راننده نمي گويد: بخاطر خودتان مي‌گويم خارج از ایستگاه پیاده نشوید ممکن است موتور از بغل شماره را زیر بگیرد.

ü       راننده مي‌تواند در خيابان وليعصر و خط ويژه به راحتي سبقت بگيرد يا ورود ممنوع برود براي زودتر رسيدن.

ü       مي‌تواني با دوست دختر يا پسر خود هر جا دوست داري بنشيني و دست در گردن هم بياندازيد.

ü       مي‌توانيد اگر دوست داريد بگوييد موسيقي عوض شود .

ü       در اتوبوس هايي كه تا دیروز تهویه ای همیشه خاموش داشتند که مبادا باطریشان زیادی مصرف شود؛ امروز كولر هم دارند و همیشه روشن! البته شاید تفاوت در عمومی بودن دیروزی تری ها و خصوصی شدن امروزی ها باشد! وگرنه باطری همان باطری است!  

 

 

نوشته شده در جمعه 31 فروردین1386ساعت 7:1 بعد از ظهر توسط معصومه شهبندی| |


Design By : Night Skin