خانه ای دیگر


بررسی واژه "مهر" و "معشوق" در غزلیات حافظ و بررسی یک غزل تکلیف های این هفته !
سری به کتابخانه مملو ااز کتاب دانشکده می زنم (همان جا که هرچه بخواهی، نیـــــست!)
کتابخانه رادیو هم جواب نمی دهد!
به فکر کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران می افتم!
بماند دوندگی های عضو شدن در یک کتابخانه دیگر و گرفتن کتاب و خواندن تفسیر ها و نقد ها و کلمه های قلمبه و سلمبه ادبی آنها!
بعد همه این تلاش ها حالا گفت و گو درباره این :
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و بر همه عالم زد*
بعد از همه توضیحات در مورد مفهوم حسن، تجلی، عشق و ... دلم می خواست سر به زیر اندازم و بگم چقدر به بیراه رفتم :(
* درس این هفته: یکی از راه های خلق معنا تضاد است .نشانه شناسی مبتنی بر بافتن جفت های متضاد! عشق و عقل / ملک و آدم/ غم و عیش و... که در روبه روی هم قرار دارد. تبلیغات نیز به همین روش کار می کند. {چقدر شیرین و متفاوت بود آموختن تضاد نشانه شناسی با غزلی از حافظ}
** حالا دیگر می دانم باید مهر و معشوق با نگاه کاملاً معصومی (چشمک) در دیوان حافظ بررسی شود ! چراکه تفاسیر دیران اجازه نمی دهد ذهن من شکوفا شود :)
و حتی آنها که روزگاری کمی می دانستم را به یاد نمی آورم!
تکلیف جلسه قبل ۱۰ شعر از حافظ بود*
۱۰ غزل دوم به نام من افتاد! هر شب حافظ به دست در گوشه ای، تا بفهمم اصلاً چطور باید بخونم!!!
من تازه فهمیدم چقدر از آن معصوم دوران دبیرستان رشته علوم انسانی و شعر و ادبیات ایران دور افتاده بودم ...... ساده ترین ها را از یاد برده بودم !
* در هر فرهنگی برخی اعداد نشانه ای برای خیلی است مثل صد و هزار در فرهنگ ایران (۱۰ شعر برای آشنایی با حافظ بود)